خرید بک لینک

درباره سایت

 بي توجهي...سلاح کشتار جمع

امکانات وب

دلم به وسعت آسمان خدا تنگ بود.


 


نگاهم به دور دست ها بود و به جاده اي که انتها نداشت.


 


انتظار اشک مي شد و روي گونه هايم جاري. اميد،


 


مرا کنار خودنشاند و مي خواست که با تمام وجود بخوانمش.


 


اما دلم راضي نشد، زبانم پيشدستي کرد و اميد را، تنها صدا کرد.


 


همان لحظه بود که قاصدک از راه رسيدو


 


دستانم را در دستان خدا جا داد.

برچسب: نوشداروی امیدی برسان ای ساقی,نوشین امیدی,شهیده نوشین امیدی, نویسنده: علی رنجبر تاريخ: دوشنبه 20 دی 1395 ساعت: 22:26

صفحه بندی