خرید بک لینک

درباره سایت

 بي توجهي...سلاح کشتار جمع

امکانات وب

زير سايه ي نگاهت احساس غرور مي کنم از هجوم خاطرات تلخ گذشته در امانم .زيباترين احساس زماني


که غنچه ي سرخ لبخندت روتوي صورت مهتابيت مي بينم.زماني که دستاي سرد تو به سمت دستاي گرم


و لبريز از عشق من دراز مي کني . تلالؤ عشق رو در نگاهت مي خونم.زماني که چشمانم باروني مي شه


و تو چتر دستانت رو سايبان گونه هاي سرخم مي کني تا جوي اشکان عاشقم جاري نشود.اما من سنگدل


چتر شکسته ي ذستانم را از تو دريغ مي کنم زيرا که بارون چشمانت به قلب پر هياهوي من آرامش مي دهد


و هر لحظه مي توانم عشق تو را بيشتر از هميشه احساس مي کنم. زماني که اسم من روي لبانت جاري


مي شود در اسمان نگاهت پرواز مي کنم.زيباترين لحظه ي عمرم زماني بود که تو مهمان نا خونده ي قلبم شدي!


ولي...................................!نه؟کجاس روياي زيباي با تو بودن دستان سرد تو!سايبان نگاهت!چتر دستانت نه؟

برچسب: رويا نونهالي,رويا,رويا تيموريان, نویسنده: علی رنجبر تاريخ: دوشنبه 20 دی 1395 ساعت: 22:26

صفحه بندی